Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
پاسخ استاد کوروش یغمایی به پرسش یکم نامه ای پیرامون موزیک پاپ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط بهزاد صادقی   
شنبه, 11 آبان 1392 ساعت 23:59


پاسخ پرسش یکم
1- ترانه چیست و چه مشخصاتی را باید دارا باشد ، چه فرم یا سبک را موزیک پاپ میدانید ؟

پیش از هر چیز باید از همه شما یاران مهربان به خاطر پاسخگویی به پرسشم سپاسگزاری کنم . باید بگویم خوشحالم از اینکه همه پاسخ های شما را خواندم و از آنها بسیار آموختم . اما بیشترین خوشحالی من از این جهت بود که این گفتگو ها مورد پسند شما قرار گرفته و آنرا دنبال می کنید . سپاسی دیگر دارم ازروزنامه ها و همچنین سایت های دلسوز فرهنگ ایران که دراین زمینه (موزیک) به ما یاری رساندند.

برای پاسخ به این پرسش ناگزیر باید سرنوشت آخرین نشانه های موزیک شکوهمند ایران را در واپسین روزهای دوران ساسانیان دنبال کنیم که هنوز در کشور های عربی و شمال آفریقا و.... از آن بهره می برند (به باور کارشناسان میتوان رگه هایی از موزیک دوران ساسانی را در این موزیک ها ردیابی کرد). باید بدانیم که پس از ساسانیان تا بر آمدن صفویه چندین قرن کشوری با نام ایران وجود نداشته. اما با این که کشوری به نام ایران وجود نداشته است ، همین بس که بدانیم ، موزیک ایران(دوران ساسانیان) یکی از سرچشمه های اصلی فرهنگ عظیم موزیک اسلامی می باشد و هم چنین ایران مرجعی بود که از آن سازهای گوناگون به کشورهای جهان انتقال داده شد . بر همین پایه است که 90 درصد نامهای اصلی و مهم هنر موسیقی عربی و شمال آفریقا ( مصر- سوریه – لبنان – عراق – مراکش - تونس) نامهای فارسی دستگاه ها و گوشه ها و ... موزیک ایرانی می باشد . و همچنین بسیاری از سازهای ایرانی به کشورهای دیگر برده شد . البته با تغییر نام آنها ، مانند تنبور (پاندورا) - رباب(ربک)-بربط(عود) - سرنا (زورنا) - دهل(داوول) - سنتور(سنتوری) - نی(نای) و ...

اما در اینجا (ایران) بر پایه ممنوع بودن موسیقی ، این هنر به شیوه ای خود جوش در شهر های گوناگون بویژه شهرهای دور از مرکز حفظ شد و سینه به سینه انتقال یافت البته با توجه به این نکته غم انگیز که با درگذشت هر یک از این استادان کوهی از آواها و تکنیک ها و ... هم با او در خاک دفن می شد . در زمان صفویه هم به غیر ازدوره شاه عباس، پیشه موزیک به میزانی زشت و بد و ناشایست بوده که شاه تهماسب یکی از موسیقی دانان زمان خود رابه جرم هم نشینی با فرزند خود سلطان حیدر میرزا به دار زد و فرمان داد تا تمام نوازند گان و خوانندگان را هلاک کنند (بجای اینکه پسر خود را که نافرمانی کرده به مجازات برساند موسیقی دان بیچاره را هلاک کرد). بر همین پایه تا زمان برآمدن قاجار موزیک در ایران به شیوه ای انفرادی و پنهانی ادامه داشته است و بیشتر تکنوازی و بدیهه سرایی مبنای کار قرار گرفته که تا امروز هم ادامه دارد . اما باز هم در اواخر زمان قاجار بود که با ورود صفحه وآغاز نت نویسی برای اولین بار موزیک در ایران ثبت و به یادگار گذاشته شد و باز هم در همین هنگام بود که با همت درویش خان و عارف قزوینی دو بزرگ مرد تاریخ موزیک ایران فرمی تازه درموزیک پدید آمد که تصنیف نام گرفت و موزیک از همین راه تصنیف و برگزاری کنسرت به میان مردم برده شد و درنتیجه با عموم مردم پیوند برقرار کرد .

تصنیف واژه ای عربی و به معنی گونه گونه کردن میباشد (سخنانی شعر مانند که بطور معمول به همراه موزیک خوانده می شوند) و از آنجا که در آن هنگام ادبیات و بویژه استفاده از واژه های عربی بسیار معمول و حتا مایه مباهات و افتخار و... بوده برای این فرم تازه نام تصنیف را گزینش کرده اند، که این نام سال های بسیاری در ادبیات موزیک ایران باقی ماند و خوانند گان بسیاری با همین تصنیف ها در میان مردم مشهور و محبوب شدند . اما از سال ها پیش واژه تصنیف جای خود را به واژه ترانه داد که واژه ای فارسی میباشد و هم اکنون رایج است (هر چند که معنی ومفهوم آن با چیزهایی که به نام ترانه می شنویم فرق دارد . (ترانه به معنی جوان خوشرو ی و تر و تازه می باشد) ترانه شعر هایی است به وزن هجایی (وزن) شورانگیز و ضربی و سبک ویژه جوانان و کودکان که بیشتر مردمان عامه می خوانده ومی نواخته اند ، مانند (دیشب که بارون اومد- یارم لب بوم اومد...و باقی آن) این گونه شعر از قدیم در ایران رواج داشته و هنوزهم در میان مردمان عامه در شهرستان ها و روستا های ایران معمول است . باید گفت گاه رباعی و بویژه دو بیتی را نیز ترانه می نامند . این سرگذشت بسیار بسیار کوتاه شده ای بود در زمینه سرگذشت موزیک ایران و بوجود آمدن تصنیف وترانه در زمان قاجار(در میزان کاهی از کوه) که این نوشتار گنجایش بیش از این را ندارد و بدیهی است که پژوهش پیرامون این مهم ویژه استادان وپژوهشگران ارجمند و گرامی در این بخش می باشد که به شایستگی انجام گرفته و انجام خواهد گرفت .

اما شاید مهم تر از همه این ها برای دست اندرکاران موزیک روش و شیوه آفرینش یک اثر هنری ارزشمند بود که توسط استادان و هنرمندان شایسته با رسالت هنری در این زمینه شکل می گرفت که امروزه کوچکترین توجهی به آن نمی شود چون در صورت توجه به شیوه درست کار شاید دچار کمبود هنرمند شویم . برای نمونه خوانند گان در آغاز توسط یک استاد خبره گزینش می شدند ، سپس به مدت طولانی تحت آموزش و تمرین های بسیار سخت و دشوار قرار می گرفتند (البته بیشتر آنان نوازنده یک ساز بودند و یا دست کم با آن آشنایی داشتند) و در صورت موفق شدن بعد از گرفتن پروانه از شورای شعر و موزیک با پشتیبانی وحمایت استاد به عموم معرفی می شدند. در حقیقت این خواننده ثمره چندین سال زحمت و تلاش و حتا اعتبار یک استاد خبره بود ، یا اینکه گفتن شعر و هماهنگی آن با ملودی و یا (وارونه آن) میان شاعر و آهنگساز مدتها به طول می انجامید تا رضایت هردوجلب شود ، هم چنین فرم خواندن خواننده و حتا (برای گزینش یک واژه) شاید ماه ها بطول می انجامید و این دقت ها تا آنجایی بود که برای گزینش شیوه نوازند گی در هر ساز هم ( درفرم هر ترانه ) گفتگو ها و مشاوره های بسیار جدی می شد و گاه ضبط هر ترانه هم ماه ها به طول می انجامید تا مورد پسند همه دست اندرکاران قرار گیرد. این نکته بینیها و سخت گیری ها در آفرینش یک اثر هنری نشان از داشتن رسالت و اعتبار هنری یک هنرمند مسئول بود که در آن هنگام آهنگساز براستی آهنگساز بود و آهنگ ساخته شده اش بن مایه جان و تمامی اعتبارش و شاعر هم همینطور . وجود همین استادان راستین نشانه جاودان ماندن آثارشان می باشد. امروزه باوری همگانی و گنگ در زمینه ترانه رایج است و آن گوش دادن به مجموعه ای از پیوند ( شعر- آهنگ- خواننده) می باشد که پیرامون همه اجزاء تشکیل دهنده آن در آینده گفتگو خواهیم کرد. باید گفت کاربرد یک ترانه از نظر استقبال عموم مردم (در ایران) به میزان زیادی بستگی به شعر آن و سپس به خواننده دارد . چون مردم ایران با داشتن پشتوانه تاریخ ادبیات شکوهمند و آشنایی با شعر و ترانه از زمانهای بسیار دور شعر را بسیار بهتر وبیشتر ازموزیک (پاپ) می فهمند و به خوبی سره و ناسره را از هم تشخیص می دهند و با این که در زمینه شنیدن موزیک سالهای زیادی را با دشواری های بسیار گذرانده اند این شناخت و آگاهی درزمینه موزیک سنتی ایرانی هم وجود دارد زیرا هیچگاه موزیک در ایران بطور کامل قطع نشده و هر هنگام با واکنشی تازه به آن ادامه داده شده (به گونه ای که در زمان صفویه با همه آن سخت گیری ها حتا با سه تاری که در آستین جای می گرفت پنهانی رفت وآمد می کردند).تا آنجا که هم اکنون در هرروستایی آوای ساز ناخوشایند و یا شعر بد را به خوبی می شناسند.

و اما در زمینه (پاپ موزیک): همانگونه که یکی از شما یاران مهربانم در کامنتی (یادداشت) یادآور شدید که ازسال1375 در نشریه (صدای عدالت) در این زمینه گفتگو کرده ام به یاد من آوردید که من از بسیاری پیش از آن هنگام هم پیرامون این فرم موزیک و چند و چون آن گفت وگو را آغاز کرده ام.هنگامی که آگاهی چندانی در این زمینه وجود نداشت .بر همین پایه خوشحالم از این که امروزه حتا نشریه های زرد هم در این زمینه می نویسند ، البته همان چیزهای گنگی را که به غلط از گفتگوهای من برداشت کرده اند (من نمیدانم این رنگ زرد زیبای بیچاره چه گناهی مرتکب شده که به چنین سرنوشت و عاقبت غم انگیزی دچار شده وپسوند چنین نشریاتی گزینش شده) ولی باز هم جای شکر دارد . برای این که بدانید در زمینه باز گو کردن معنی این واژه چه مشکلاتی راکشیده ام و چه ها شنیده ام فقط به یک مورد اشاره میکنم و بس . در آغاز انقلاب که برای بستن قرارداد آلبوم (دیار) به (سی بی اس) رفته بودم ، در آنجا مدیر داخلی (سی بی اس) به من گفت آقایی از دست اندرکاران فرهنگی اینجا هستند و میخواهند شما را ببینند و بر این پایه با هم به جلسه ایشان رفتیم و در گفت وگو متوجه برداشت ایشان از موزیک پاپ شدم که برای من بهت آور بود . ایشان می گفت که موزیک پاپ برگرفته و وابسته به ( پاپ در واتیکان) رهبر مسیحیت میباشد و بنا بر این مخالف اسلام می باشد و نباید وجود داشته باشد. در آغاز پیش خود فکر کردم که ایشان شوخی میکند اما خیلی زود متوجه شدم که خیر موضوع بسیار هم جدی می باشد این ماجرا برای من به قدری بهت آور بود که هیچگاه آنرا فراموش نخواهم کرد. ایشان حتا زحمت این را هم به خود نداده بود که تفاوت نوشتاری این دو واژه راهم بر رسی کند . البته من در مورد تفاوت نوشتن و معنی و مفهوم و... این دو واژه که اصلا هیچ گونه ربطی به هم ندارند و فقط از نظر تلفظ شبیه هستند و... با ایشان گفتگو کردم . امیدوارم آگاه شده باشید که من از کجا و چه گونه و با چه پیش زمینه ای... پیرامون موزیک آنهم موزیک پاپ آغاز به گفتگو کرده ام . هنگامی که موزیک وسازهای غربی و... ممنوع بود و حتا گفتگو هم در این زمینه آسان نبود چه رسد به کار.

اما در زمینه (پاپ موزیک):
اگر شما هنگامی که در خیابان و یا ... با 4 حرف (ناجا) که بر فرض تا کنون آنرا ندیده اید به ناگاه روبرو شوید تا زمانی که به معنی چهار واژه تشکیل دهنده آن آگاه نباشید در معنی و مفهوم آن دچار مشکل و چالش خواهید شد. اما هنگامی که آگاه شوید این چهار حرف (ن- ا- ج- ا) بر گرفته از حروف اول چهار واژه (نیروی- انتظامی- جمهوری- اسلامی) می باشد به معنی ومفهوم عمومی آن پی خواهید برد. البته بعد از تکرار و دیدن پی در پی آن در طول زمان این چهار حرف به اسم خاص تبدیل می شود و معنی و مفهوم خود را نزد عموم مردم خواهد داشت . پاپ موزیک هم از دو واژه درهم تنیده تشکیل شده است که برای آگاهی و شناخت آن باید به تک تک دو واژه آن یعنی (پاپ و موزیک) و چند و چون آن آگاهی نسبی داشت تا بتوان به مفهوم رایج آن درجهان پی برد.
در اینجا نخست دو واژه در هم تنیده ( پاپ موزیک) را جداگانه بررسی می کنیم هر چند در مجموع یک معنی و مفهوم را دارا میباشد.نخست این که چون بنیان این موزیک بر پایه سلیقه مردم در جهان استوار میباشد (و صد البته شکل گرفتن این سلیقه ها هم توسط بنگاه های تبلیغاتی و بمباران نشریات و رسانه های جهانی دیکته میشود) و سلیقه مردم هم در جهان(با دگرگونی دایمی مادی و معنوی که پیوسته در حال انجام است ) همواره در حال تغییر است بنا بر این تعریف کاملا مشخص و ثابتی را نمی توان برای فرم و سبک آن ارایه داد . باید گفت گاه دست اندرکاران دراین فرم موزیک هم(آهنگساز- نوع ریتم - شعر- و حتا هرگونه ترفندی برای جلب نظرمردم ) می توانند در پاپ شدن آن موثر باشند.همان گونه که موزیک نه چندان ارزشمند آقای (PSY) کره ای به ناگاه پاپ جهانی شد . بررسی را با واژه پاپ (مردم پسند) آغاز می کنم . اما پرسش کلیدی اینجاست : کدام مردم ؟(اگر ما فقط مردم پسند بودن را ملاک و پایه سنجش قرار دهیم هر موزیکی برای نمونه موزیک محلی ما هم می تواند در این جایگاه قرار گیرد). بنا براین پاسخ آن بر پایه سالها رواج این موزیک و تجربه ناشی از آن در جهان اینگونه نشان میدهد که : مردمی که با تحولات موزیک در جهان رشد کرده باشند و با آن بزرگ شده باشند و از آن آگاه باشند . بر همین پایه است که همین واژه « مردم » بزرگترین چالش را در معنی و مفهوم پاپ موزیک برای ما ایجاد می کند. چون سلیقه مردم درفرهنگ غرب(یا فرهنگ هایی که بطور نسبی با آن همراه و همگام بوده اند) با سلیقه مردم ما در زمینه موزیک جهانی پاپ موزیک تفاوت بسیار دارد ویکی از پایه های مهم آن این است که در چند دهه گذشته درزمینه موزیک ، ما از کاروان موزیک جهانی پس افتاده ایم .(فارغ از ارزش یابی موزیک در جهان که کار من نیست.) به ویژه آنکه درآغاز همین چند دهه از یک سو موزیک و سازهای غربی ممنوع شدند(اما حتا سرودهای انقلابی هم با همین سازها پخش می شد) و از سوی دیگر فرم موزیکی که به مردم داده شد از نوع بومی و مذهبی در انواع گوناگون و در میزان بسیار بالا طوری که گوش همه مردم(به ویژه جوانان امروز از کودکی) به این فرم موزیک عادت کرده و به نظر می رسدکه همه گیر شده است . این فرم موزیک با انقلاب آغاز و با بروز جنگ 8 ساله بر پایه مقتضیات جنگی آن هنگام با شدت ادامه یافت .برهمین پایه آثار این فرم موزیک در کارهای پاپ هم به میزان زیادی به گوش می رسد. در همین جا باید بگویم که مداحان ما به مراتب ازخوانندگان مشهور این فرم بهتر ود رست تر و حرفه ای تر می خوانند و اصلا قابل سنجش با آنها هم نیستند. شاید کمتر خواننده ای بتواند (غیر ازترفندهای استودیویی و صداسازی دستگاه هاو... ) بدون ساز و ارکستر و ریتم حتا چند دقیقه بخواند.

واژه دوم خود موزیک و شیوه تولید آن است که آنهم به آگاهی اهالی موزیک در ایران (آهنگساز- نوازنده و...) بستگی دارد و از آنجا که این اهالی هم جز و مردم ایران هستند همانطور که شنیده می شود بیشتر به سوی موزیک و آواهایی که گوش آنها به آن عادت کرده کشانده شده اند و این یک امر طبیعی است. پس بزرگترین مشکل ما دور ماندن ازموزیک جهانی(پاپ موزیک و یا غیره) و خو گرفتن با آواهای بومی تولید شده بوده که از اینجا و آنجا پخش می شده. نتیجه این که چون در این سالها با موزیک جهانی آشنایی لازم وکافی را پیدا نکرده ایم ، بدیهی است که در بکار گیری استانداردهای آن هم دشواری خواهیم داشت. در اینجا ناخودآگاه سنجشی پیش می آید که می توان به آن اشاره کرد و آن موزیک های غیر سنتی ما در پیش از انقلاب می باشد که با گذشت بیش از سه دهه حتا قابل سنجش با کارهای امروزی نمی باشند. چون اهالی موزیک و مردم ایران با موزیک های گوناگون ارزشمند داخلی (سلسله گلهای رنگارنگ و..... وبه ویژه ارکستر ملی که بر گرفته از سازهای ملی وغربی بود با کارهای کم نظیری ازاستاد مرتضی حنانه و دیگر استادان کم نظیر و...) و همچنین موزیک های روز جهانی که همواره پخش می شد و در دست بود آشنایی خوب و دایمی داشتند و در رساندن این آگاهی ها وجود کانون ها و هنرستان های راستین و تربیت شاگردان خبره دراین زمینه و.... بسیارموثر بودند.

اما اکنون با گسترش وتبلیغ و پخش و.... برای این فرم موزیک رایج و رها کردن موزیک سنتی و دیگر فرمهای ارزشمند احتمال آن میرود که همین باقی مانده هم از میان برود. به ویژه موزیک سنتی ما که سالهای درازی به صورت شفاهی بوده و از زمان های بسیار دور با زحمات و تلاش های نفس گیر استادان آن سینه به سینه به تازگی به ما رسیده است و بخشی از آن با روش نت نویسی و ضبط بر روی صفحه به یادگار گذاشته شده است. آنهم موزیکی که به گواه تاریخ سر چشمه ای برای جهان بوده و نمایانگر و نشان هویت ما می باشد.
بدیهی است که ما هم ناگزیریم مانند دیگر کشورهای جهان از واژه ها و صنایع و نشانه هایی با کاربرد جهانی یکسان، درفرهنگ مادی مانند چراغ راهنمایی برای رانندگی که سه رنگ آنها نشانگر نوع واکنش راننده پس از دیدن آنها می باشد و یا واژه اتوبوس که ازدو واژه «اتو» (ازواژه اتومبیل) و«بوس» (ازواژه اومینی بوس بمعنی خودروی همگانی) که عموم مردم کاربردآنرامی شناسند استفاده کنیم .
اما درمورد استفاده ازواژه «پاپ موزیک» (که فرهنگ معنوی می باشد). لازم میدانم که در مورد معنی و مفهوم واژه ها در فرهنگ های گوناگون موردی را بگویم و آن این که معنی و مفهوم واژه هایی که تاریخ و پشتوانه فرهنگی طولانی را بهمراه و در کوله بار خود دارند لزوما در کشورها و فرهنگ های دیگر همان معنی و مفهوم فرهنگی راندارند. بر خلاف واژه های مادی که در دیگر فرهنگ ها با کمی کوشش میتوانند همان معنی و مفهوم را داشته باشند.برایتان نمونه ای می آورم.

واژه «پاپ» مخفف واژه «پاپیولر» بمعنی مردم پسند است و به هر شخص یا حتا کتاب هم میتواند تعلق بگیرد ، اما وقتی با واژه «موزیک» بصورت «پاپ موزیک» همراه می شود، بصورت اسم خاص درآمده و مفهوم آن یک فرم موزیک خاص با استانداردهای ویژه آن است . اما همین واژه( پاپ موزیک) که یک واژه غربی است دارای پیشینه و پشتوانه فرهنگی میباشد که بر پایه سیر تحولات فرهنگی واجتماعی آن بیش ازهزارسال ، ( قرون وسطی- رنسانس- باروک – کلاسیک - رمانتیک و....) و همچنین با داشتن نوابغی مانند بتهوون ، موتزارت ،باخ ، هایدن و..... شکل گرفته و بنابراین برداشت و حس ما از این موزیک الزاما با غربی ها یکسان نمیتواند باشد به ویژه که آنها با این موزیک و تحولات آن همراه بوده اند و با آن بزرگ شده اند همانگونه که آنها هم در برابر موزیک سنتی ما واکنش و حس ما را ندارند و این بسیار طبیعی است. بر این پایه است که ما نمیتوانیم از این واژه هم انتظار همان استفاده عملی و ساده از واژه اتوبوس و چراغ راهنمایی و تلفن و... را داشته باشیم . در این صورت، بی شک دچار سردرگمی و دشواریهای جدی می شویم ، به طوری که اکنون هم با آن دست بگریبانیم . همانگونه که برپایه آزمایش و تکرار نشان داده شده است در بعضی موارد با صنایع و یا واژه های وارداتی که کاربرد مشخص جهانی دارند همان گونه عمل میکنیم که ما دلمان میخواهد و نه آنگونه که باید عمل شود.همانگونه که واژه موزیک را موزیکان و.... سپس مزقون و نوازنده را مزقونچی نام نهادیم .

در این مورد نمونه ای ملموس تر برای شما می آورم : هرچندازنظر همسان بودن( دومورد سنجش) شباهتی بین آنها نمی باشد و یکی فرهنگ مادی و دیگری فرهنگ معنوی میباشد. اما در این جا فقط شیوه عمل مورد نظر میباشد. اتومبیل پژو 405 فرانسوی را که در زمان خودش در اروپا ازنظراستاندارد و... چهار سال رتبه اول را بدست آورده بود، وارد ایران شد و بعد از مدتی بلایی برسرش آوردیم که خودمان هم ازترس جانمان سوارش نمی شدیم مگر با چکش و پتک که همراهمان باشد اما ظاهر اتومبیل همان پژو 405 بود. در مورد این فرم موزیک (پاپ موزیک) هم هربلایی راکه می توانستیم بر سر این واژه بیچاره و کاربردهای آن آورده ایم و هنوزهم ادامه می دهیم وبه آن موزیک پاپ ایرانی هم نام داده ایم . مبارک است انشاالا. حالا شاید بتوان این موزیک را هم همتای ایرانی همان پژو 405 ایرانی دانست که در ظاهر پسوند پاپ را ید ک میکشد. اما هیچ کدام نشانی از واقعیت خود را که همانا استاندارد های لازم آنها می باشد راندارند .از سوی دیگرهنگامی که از نشان دادن ساز و نوازنده و موزیک ارزشمند جهانی در تلویزیون جلوگیری می شود و یا درحالی که آنرا نشان میدهند با ایجاد موانعی (گلدان- ستون- محوکردن و...)آنرا نشان نمی دهند !!! به بیننده یادآوری و دیکته می شود که ساز و نوازنده چیز بدی هستند اما حاصل کار این دوچیز بد که موزیک میباشد خیلی هم خوب است.این روش را می توان توهین بزرگی به همه دست اندرکاران در زمینه موزیک تلقی کرد ، اما دریغ از یک واکنش.

یکی از نتایج این کار تشنه و حریص کردن میلیونها جوان برای دیدن این سازها و شیوه نوازند گی و دیدن صحنه (استیج) می باشد که برای هر کنسرت نه چندان خوب هم سرودست بشکنند(یک انسان گرسنه و تشنه برای رفع گرسنگی و تشنگی خود به هر چیز دست می آویزد). بهر حال چون این موزیک توسط موزیسین های ایرانی تولید می شود ناگزیر موزیکی ایرانی به حساب می آید اما چون با موزیک جهانی و استانداردهای آن همخوانی لازم را ندارد با اینکه حتا سازهای مورداستفاده هم ( درامز- گیتارالکترونیک - گیتار باس- کیبورد)همان سازهایی است که یکی نشانه موزیک پاپ به حساب می آید به گوش مردم جهان خوش نمی آید و حتا حاضر نیستند حتا به چند ثانیه آنهم گوش کنند (نتیجه ای که تا کنون با آزمایشهای پی درپی درکشورهای گوناگون توسط خود ایرانیان انجام گرفته. منهای استثناها) (دراینجا ممکن است کسانی بگویند که به خارجی ها چه ربطی دارد که اظهار نظر کنند ما کار خودمان را انجام می دهیم پاسخ این است که این سخن در زمینه موزیک ملی و سنتی وفولکلور و... و بطورکلی هر موزیکی و هر چیزی که اصلا به ما تعلق دارد درست می باشد اما در این مورد که تمام سازها و همه ابزار کار برای تولید و بویژه آگاهی های آکادمیک در این زمینه را ما از آنها به عاریه گرفته ایم و از همین طریق به حیطه موزیک آنها پاپ جهانی وارد شده ایم آنها می توانند سنجش کنند . برهمین پایه است (نداشتن استاندارد) که تا کنون نتوانسته ایم برای نمونه اتومبیلی را به اروپا و یا ... بفروشیم) بنابراین باید پذیرفت که این فرم موزیک منهای شعرهیچگونه کشش و جذابیت و استانداردی و... برای دیگر کشورها ندارد و ادامه آن در ایران بستگی به پشتیبانی و آگاهی مخاطبان خود را دارد (با هر نامی که روی آن بگذارند) اما این موزیک پاپ داخلی هنگامی می تواند به آستانه «پاپ موزیک» نزدیک شود که دست کم موزیک آن (ارکستراسیون) وفرم آهنگسازی (ملودی) و به ویژه اجرا و شیوه خواندن آن در میزان استاندارد های معمول در جهان بتواند قابل شنیدن و یا دست کم مورد توجه شنیدن افراد درکشورهای دیگر هم قرار گیرد.

این موزیک که نه سنتی است و نه فولکلور و نه مذهبی و نه رزمی و نه بزمی و نه کوچه بازاری و نه پاپ به معنی جهانی آن و نه موزیک ارزشمند ایرانی مانند کارهای زنده یاد محمد نوری و آهنگسازی هنرمند ارجمند آقای سریر که بر پایه واساس موازین آکادمیک استوارمی باشد و نه... به نظر میرسد که این روند انگار محلی است برای کار یابی جوانان بیکار و دست آویزی برای دلالان برای ثروت اندوزی و انگیزه اینکه دراین هنگام که همه کشورهای جهان و حتا همسایگان ما در رقابت شدید در زمینه این موزیک با یکدیگر هستند و روز به روز بهترهم میشوند ، هنوز ما در تعریف این موزیک مشکل داریم و هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

کوروش یغمایی

www.kourosh-yaghmaei.com

 
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS

آمار بازدید